۰۹۳۶۰۵۱۴۹۳۷
مرسی![]()
من براى مردم هند طلب تازه اى نياورده ام تنها نتيجه اى را كه از مطالعات دامنه دار خود در تاريخ زندگى قهرمانانان كربلا به دست آودره بودم به ملت هند تقديم كردم و اگر بخواهيم هند را نجات دهيم بايد همان راهى را بپيمايم كه حسين بن على عليهماالسلام پيمود.
2- ل . م . بويد
در طى قرون افراد بشر هميشه جرات و پر دلى و عظمت و روح و بزرگى قلب و شهامت روانى را دوست داشته اند و در اثر همين هاست كه آزادى و عدالت هرگز به نيروى ظلم و فساد تسلم نمى شود اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين و من مسروم كه در چنين روزى با كسانى كه اين فداكارى عظيم را از جان و دل ثنا مى گويند و شركت كرده ام ، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است .
3- واشنگتن ايرونيك مورخ آمريكايى
امام حسين عليهالسلام و قيام عاشورا بازتابهاي مختلفي در عرصه افكار عمومي و اهل علم داشته است. اهل سنت همپاي شيعيان نسبت به اين حادثه واكنش نشان دادهاند. امام حسين عليهالسلام و قيام عاشورا از نقطهنظرات مختلف مورد توجه قرار گرفته است. عالمان اهل سنت بهطور عمده در دو حوزه راجع به امام حسين عليهالسلام سخن گفتهاند: دستهاي از ايشان به وصف و مدح آن حضرت پرداختهاند و احاديث و روايات مختلفي در فضيلت آن حضرت نقل كردهاند. دستهاي ديگر علاوه بر اين امور به بررسي علمي قيام عاشورا اهتمام ورزيدهاند. اين گروه نيز خود شامل دو دستهاند: دستهاي كه تنها به وصف و مدح و تمجيد از قيام عاشورا پرداختهاند، به تعبير ديگر به توصيف عاشورا اقدام كردهاند، و دستهاي كه علاوه بر مثبت قلمداد كردن قيام عاشورا به تحليل آن پرداختهاند. البته در اين مجال بيشتر به توصيف امام حسين عليهالسلام و قيام عاشورا پرداختهايم و تحليل آن را به مقاله ديگري موكول كردهايم.
توصيفاتي كه در روايات اهل سنت درباره امام حسن عليهالسلام و امام حسين عليهالسلام آمده است به سنجشهاي مختلف قابل انقسام است كه موارد ذيل از جمله آنهاست:
1) وصف حسين عليهالسلام. علماي اهل سنت در وصف و مدح امام حسين عليهالسلام و شهادتش روايات متعددي را از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نقل كردهاند. حسن بصري در تقبيح عاملان شهادت امام حسين عليهالسلام ميگويد: «چه ذلت بزرگي است امتي را كه پسر دختر پيغمبرشان را زنازادهاي به شهادت رساند؟! سوگند به خدا كه سر حسين به سوي جد او برگردانده ميشود و جدش از پسر مرجانه انتقام خواهد گرفت!»1 او با اظهار ناخشنودي از بنياميه از چهار ويژگي نامناسب معاويه ياد ميكند كه عبارتند از: جدال با علي (عليهالسلام) و تسلط بر امور امت، ولايتعهدي يزيد ميخواره، انفاق زياد به خانواده ابوسفيان، و كشتن حر و يارانش، و ميافزايد كه براي بد شدن، يكي از آن چهار كافي است.2
برخي از عالمان اهل سنت، قاتلان حسين عليهالسلام را در همين حد تقبيح ميكنند كه اگر از كمترين وجدان برخوردار بودند هرگز دست به چنين كاري نميزدند. از ابراهيم نخعي فقيه عراق نقل شده كه گفت: اگر من از قاتلان حسين بودم و خداوند مرا ميبخشيد و روانه بهشت ميساخت، هيچ گاه وارد بهشت نميشدم، زيرا كه از روي پيامبر شرم ميكردم.3
عمر عبدالعزيز از خلفاي اهل سنت يزيد را چنان تقبيح ميكند كه حتي نسبت دادن عنوان امير مؤمنان به او را جرم ميداند و نسبتدهنده را مستحق مجازات ميشمارد.
نقل است كه درمجلس عمربن عبد العزيز فردي ضمن يادآوري، از يزيد به عنوان «اميرالمومنين» ياد ميكند. عمربن عبدالعزيز با شگفتي و نگراني ميگويد: تو يزيد را اميرالمومنين ميخواني!؟ لذا او را به بيست ضربه شلاق محكوم مينمايد.4